تبليغاتX
❀ گل پونه ❀

























❀ گل پونه ❀

نه آشنایی ام امروزیست با تو همین, که می شناسمت از خواب های کودکی ام

فکر مانند چتر نجات است تنها زمانی کار می کند که باز باشد...!

نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 23:52 توسط گلپونه|

آيا می دانيد سس مايونز به دليل ترکيب خاصی که دارد در کنفرانسهای علمی به عنوان سم کبد معرفی می شود؟

آيا می دانيد سانديسها, نوشابه ھا, بيسکويتها, کيکها و… با قندھای مصنوعی چون ساخارين که 1000 برابر شيرين تر از قند معمولی است ساخته می شود که دشمن کبد و کليه می باشد… آيا می دانيد رنگهای افزودنی در نوشابه ھا, سانديس ھا, کيکها, آدامسها وھمه سرطان زا ھستندآيا می دانيد قيمت روغن ھا مايع مثل آفتابگردان اگر واقعی باشد حدود 12 الی ھزار تومان خواھد بود ولی الان در بازار 900 الی 800 تومان است که از يک 15.کيلو تخم آفتابگردان ارزانتر است آيا می دانيد بيشتر محتوای روغن ھای مايع از پارافين خوراکی که محصول پالايشگاھای نفت است درست شده است که کلسترول خون را افزوده موجب چربی خون.و… می شود که کشنده است.

آيا می دانيد در اکثر کارخانه ھای آبليموھای صنعتی حتی يک عدد ليمو ھم وارد نمی شود و آب ليمو صنعتی از (( آب کاه)) بعلاوه برخی اسانسها و جوھر نمک توليد می شود که ھمين امر موجب ته نشين نشدن محتوای آب ليمو می باشد آيا می دانيد کره گياھی دروغی بيش نيست و با مواد پايه ای نفت و در برخی کشورھا فضولات انسانی توليد می شود و موجب تشکيل پلاک اتروم در عروق کرونرقلب و بيماری ھای ايسکميک قلبی می شود و شعار ((کره مارگارين(گياھی)دوست قلب.شما)) فريب افکارعموميست
آيا می دانيد مواد قندی موجود در نوشابه ھا موجب پوسيدگی دندانها می شود.(دندان شکسته داخل نوشابه پس از 7 ساعت حل می شود) آيا می دانيد سس مايونز از ھمه غذاھا مضرتر برای صدمه به پوست و جوش صورت.است

 
آيا می دانيد پنير پفک اغلب پنير تلخ( پنير فاسد) و گنديده تاريخ مصرف گذشته می باشد چسبندگی پفک براساس تحقيقات تا 7 بار مسواک ھم تميز نمی شود و موجب بی اشتهايی ميشود و آمار مصرف پفک در ايران روزانه ھر نفر 2 عدد می باشد اما چه کنيم؟ ….بهترين غذا آبگوشت با گوشت گوسفند است و بهترين روغن, روغن حيوانی است.روغن کنجد و زيتون ھم بهترين روغن گياھيست بهترين نان نانهاي سبوس دار است مثل نان سنگک بهترين نوشابه سکنجبين است که ترکيب مقداری عسل سرکه و … می باشد بيش از صد نوع چای ھم اکنون در کشور ما,موجود است که متناسب با مزاجها مصرف انواع آنها توصيه می شود مثل( چای کوھی ,گل گاو زبان, سنبل الطيب, گزنه, زنجبيل, گل نسترن, پونه, بابونه, دارچين آويشن, استخودوس,…) ھمراه کمی نبات بجای قند وشکر استفاده از خرما, ارده.شيره انواع ميوه ھا کشمش, توت خشک, عسل بسيار بجاست بهترين ظرف که ھم کمبودھای خون بدن را جبران کرده و ھم موجب ميکروب زدائی ازغذا می شود ظرف سنگی و مسی می باشد

 
بهترين تنقلات آجيل ھای طبيعی ھستند که به جهت طبع گرمشان بسيار مفيد میباشند( مصرف آجيل ھا جزء فرھنگ عمومی بوده است) غذاھای خورشی سنتی, غذاھای سرخ نشده، سبزی خوردن بويژه نعنا بجای سالادھای امروزی, لبنيات پرچرب و دست
نخورده(شير و لبنيات بايد جوشانده شود) حبوبات بخصوص نخود( اگر خيس شده و آب (آن بدور ريخته شود موجب نفخ نمی شود) سس دست ساز طبيعی(مخلوط تخم مرغ وسرکه بطور تازه قابل استفاده است.

 
کليه غذاھای طبيعی بطور تازه استفاده شود ازخوردن ميوه در غير فصل آن خودداری شود. ضمناً عمده ميوه در محل جغرافيای رويش طبيعی آن مفيدتر است. پوست ميوه ھا بعنوان ماسک جهت نرمی و زيبايی پوست بسيارمفيد است ميو ھا و سبزی جات ھرچه بيشتر در معرض نور خورشيد قرار بگيرند مفيدترند و فقط سنگ نمک و پودر آن, نمک سالم و قابل استفاده ھستند استفاده ازچوب مسواک(بنام چوب اراک) بعد از خلال دندان بهترين مسواک و ضدعفونی کننده طبيعی و مالش دھنده لثه ھا خواھند بود
کمترين کمک انسان دوستانه شما تکثير اين برگه و در اختيار ديگران قراردادن است

 
منبع: وبلاگ 4 اثر از فلورانس اسکاول شین
http://scovellshin.blogfa.com/
نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 23:39 توسط گلپونه|


مردم اغلب بدون دلیل، غیر منطقی و خودخواه می‌شوند؛ باری آن‌ها را ببخش. 

اگر مهربان باشی، تو را به خودخواهی و دورویی متهم می‌کنند؛ با همهٔ این‌ها مهربان بمان.

اگر موفق باشی، بر بعضی از دوستان غیر واقعی و دشمنان موذی غالب خواهی شد؛ پس موفق باش.

اگر صادق و بی‌ریا باشی، مردم کلاه سرت خواهند گذاشت؛ با این حال بازهم صادق و بی‌ریا باش.

چیزی که سالیان سال ساختی ممکن است دیگران یک شبه خرابش کنند؛ ولی باز هم بساز.

اگر شادی و صمیمیتی در زندگی یافتی، بعضی‌ها ممکن است بدان حسودی کنند، منتها شاد باش.

خوبیهایی را که امروز می‌کنی، ممکن است فردا فراموش شوند؛ باری تا می‌توانی خوبی کن.

بهترین چیزی را که داری بده، هرچند کم باشد؛ باری‌‌ همان را بده.

در روز بازپسین، داوری بین تو و خدایت خواهد بود؛ بین تو و آن‌ها نخواهد بود.

مادر ترزا

منبع: www.khoshbakhti.ir

نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 1:11 توسط گلپونه|



زندگی فرصت است، از آن استفاده کن.

زندگی زیباست، تقدیرش کن.
زندگی سعادت است، آن را بچش.

زندگی رویا است، آن را بشناس.

زندگی مبارزه است، با آن روبه رو شد.

زندگی وظیفه است، آن را انجام بده.

زندگی بازی است، آن را بازی کن.

زندگی وعده است، به آن وفا کن.

زندگی غم است، بر آن غلبه کن.

زندگی نغمه است، آن را بخوان.

زندگی تلاش است، آن را بپذیر.

زندگی تراژدی است، با آن مقابله کن.

زندگی ماجراجویی است، جرئت داشته باش.

زندگی اقبال است، آن را بساز.

زندگی خیلی باارزش است، خرابش نکن.

زندگی زندگی است، برایش بجنگ.

مادر ترزا

منبع: www.khoshbakhti.ir

نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 0:58 توسط گلپونه|


گروهي از  فارغ التحصيلان پس از گذشت چند سال و تشكيل زندگي و رسيدن به موقعيت‌هاي خوب كاري و  اجتماعي طبق قرار قبلي به ديدن يكي از اساتيد مجرب دانشگاه خود رفتند. بحث جمعي آن  ها خيلي زود به گله و شكايت از استرس‌هاي ناشي از كار و زندگي كشيده شد.

استاد براي  پذيرايي از ميهمانان به آشپزخانه رفت و با يك قوري قهوه و تعدادي از انواع قهوه  خوري هاي سراميكي، پلاستيكي و كريستال كه برخي ساده و برخي گران قيمت بودند بازگشت. سيني را روي ميز گذاشت و از ميهمانان خواست تا از خود پذيرايي كنند.
    

پس از آنكه همه براي خود قهوه  ريختند استاد گفت: اگر دقت كرده باشيد حتما متوجه شده‌ايد كه همگي قهوه خوري‌هاي  گران‌قيمت و زيبا را برداشته‌ايد و آنها كه ساده و ارزان قيمت بوده اند در سيني  باقي مانده‌اند. البته اين امر براي شما طبيعي و بديهي است.
سرچشمه همه مشكلات و  استرس‌هاي شما هم همين است. شما فقط بهترين‌ها را براي خود مي‌خواهيد. قصد اصلي همه  شما نوشيدن قهوه بود اما آگاهانه قهوه خوري‌هاي بهتر را انتخاب كرديد و البته در  اين حين به آن چه ديگران برمي‌داشتند نيز توجه داشتيد. به اين ترتيب اگر زندگي قهوه  باشد، شغل، پول، موقعيت اجتماعي و … همان قهوه خوري‌هاي متعدد هستند. آنها فقط  ابزاري براي حفظ و نگهداري زندگي‌اند، اما كيفيت زندگي در آنها فرق نخواهد داشت .گاهي، آن قدر حواس ما متوجه قهوه‌خوري هاست كه اصلا طعم و مزه قهوه موجود در آن را  نمي‌فهميم. پس دوستان من، حواستان به فنجان‌ها پرت نشود … به جاي آن از نوشيدن قهوه  خود لذت ببريد.
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 23:1 توسط گلپونه|

داستان دربارۀ یک کوهنورد است که می خواست از بلندترین کوه ها بالا برود. او پس از سال ها آماده سازی ماجراجویی خود را آغاز کرد. ولی از انجا که افتخار کار را فقط برای خود می خواست تصمیم گرفت به تنهایی از کوه بالا برود. شب بلندی های کوه را در برگرفته بود و مرد هیچ چیز را نمی دید. همه چیز سیاه بود اصلا دید نداشت، ابر روی ماه و ستاره ها را پوشانده بود. همان طور که از کوه بالا می رفت پایش لیز خورد. در حالا که به سرعت سقوط می کرد، از کوه پرت شد.در حال سقوط فقط لکه های سیاهی مقابل چشمانش می دید و احساس وحشتناک کشیده شدن به وسیلۀ قوه جاذبه او را در خود می گرفت. همچنان سقوط می کرد، در آن لحظات تمام رویداد های خوب و بد زندگیش به یادش آمد. اکنون فکر می کرد مرگ چقدر به وی نزدیک است. ناگهان احساس کرد طناب دور کمرش محکم شد و در میان آسمان و زمین معلق ماند. در این لحظۀ سکون چاره ای برایش نماند جز آنکه فریاد بزند: خدایا کمکم کن.
ناگهان صدای پرطنینی از آسمان شنیده شد: چه می خواهی؟
مرد گفت: ای خدا نجاتم بده.
 - واقعا باور داری که می توانم نجاتت دهم؟
 - البته که باور دارم.
 - اگر باور داری، طنابی که به دور کمرت بسته است پاره کن.
یک لحظه سکوت .... و کوهنورد تصمیم گرفت با تمام نیرو طناب را بچسبد.
گروه نجات روز بعد یک کوهنورد یخ زدۀ مرده را پیدا کردند. بدنش از طناب آویزان بود و با دستهایش محکم طناب را گرفته بود، در حالی که او فقط یک متر از زمین فاصله داشت.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 22:52 توسط گلپونه|

همه امیدم به "احسان" است در درجه اول، و به دو دخترم در درجه دوم.

و این که این دو را در درجه دوم آوردم، نه به خاطر دختر بودن آن ها و امل بودن من است . به خاطر آن است که در شرایط کنونی جامعه ما، دختر شانس آدم حسابی شدنش بسیار کم است، که دو راه بیشتر ندارد و به تعبیر درست؛ دو بیراهه:

یکی؛ همچون کلاغ شوم در خانه ماندن و به قار قار کردن های زشت و نفرت بار، احمقانه زیستن که یعنی زن نجیب متدین.

و یا تمام شخصیت انسانی و ایده آل و معنویش در ماتحتش جمع شدن، و تمام ارزش های متعالیش در اسافل اعضایش خلاصه شدن و عروسکی برای بازی ابله ها و یا کالایی برای کسبه مدرن و خلاصه دستگاهی برای مصرف کالاهای سرمایه داری فرنگ شدن که یعنی زن روشنفکر متجدد.

و این هر دو یکی است. گرچه دو وجهه متناقض ِ هم، اما وقتی از انسان بودن خارج شود، دیگر چه فرقی دارد که یک جغد باشد یا یک چُغوک ، یک آفتابه شود یا یک کاغذ مستراح؟ مستراح شرقی گردد یا مستراح فرنگی؟

و آنگاه در برابر این تنها دو بیراهه ای که پیش پای دختران است سرنوشت دخترانی که از پدر محرومند تا چه حد می تواند معجزآسا و زمانه شکن باشد؟

و کودکی تنها، در این تند موج ِ این سیل کثیفی که چنین پر قدرت به سراشیب باتلاق فرو میرود تا کجا می تواند بر خلاف جریان شنا کند و مسیری دیگر را برگزیند؟

گر چه امیدوار هستم؛ که گاه در روح های خارق العاده چنین اعجازی سر زده است.

پروین اعتصامی از همین دبیرستان های دخترانه بیرون آمده، و مهندس بازرگان از همین دانشگاه ها و دکتر سحابی از میان همین فرنگ رفته ها و مصدق از میان همین "دوله" ها و "سلطنه" های "صلصال کالفخار من حماء مسنون" و "اینشتین" از همین نژاد پلید و "شوایتزر" از همین اروپای قسی آدمخوار و "لومومبا" از همین نژاد برده و "مهراوه" پاک از همین نجس های هند و پدرم از همین مدرسه های آخوند ریزو ...

به هر حال "آدم" از لجن و "ابراهیم" از "آزر" بت تراش و "محمد" از خاندان بتخانه دار ، به دل من امید می دهند که حساب های علمی مغز را نادیده انگارد و به سر نوشت کودکانم در این لجنزار بت پرستی و بت تراشی که همه پرده دار بت خانه می پرورد امیدوار باشم.

نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 21:32 توسط گلپونه|

ماه من غصه چرا ...؟

آسمان را بنگر

     که هنوز، بعد صدها شب و روز

     مثل آن روز نخست ...

     گرم و آبی و پر از مهر به ما می‌خندد ...

یا زمینی را که دلش از سردی شب‌های خزان

 نه شکست، نه گرفت ...

 بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید ...

 و در آغاز بهار، دشتی از یاس سپید،‌زیر پاهامان ریخت ...

 تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست ...

 ماه من، دل به غم دادن و از یاس سخن‌ها  گفتن‌

 کار آن‌هایی نیست که خدا را دارند...        

 ماه من! غم و اندوه اگر هم روزی مثل باران بارید،‌

 یا دل شیشه‌ای‌ات از لب پنجره عشق ،‌

 زمین خورد و شکست...

 با نگاهت به خدا چتر شادی وا کن و بگو با دل خود ..

که خدا هست

خدا هست هنوز ...

 او همانیست که در تارترین لحظه‌ی شب

راه نورانی امید نشانم می‌داد

 او همانیست که هر لحظه دلش می‌خواهد

همه زندگیم غرق شادی باشد

و یادت باشد،

 پشت هر کوه بلند، سبزه‌زاری است

 پر از یاد خدا و در آن باز کسی می‌خواند که:

 خدا هست

                خدا هست

                                         خدا هست هنوز......

نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 0:47 توسط گلپونه|

فصل‌ها به ما می‌آموزند که برای هر چیزی زمان و هدفی وجود دارد.  زمانی برای آمادگی ، زمانی برای کاشتن، زمانی برای رشد کردن و زمانی نیز برای برداشت وجود دارد. 

زمستان است و زمین به منظور تقویت مجدد برای فصل دیگری از کاشتن و رشد کردن، استراحت زمستانی خود را شروع کرده است.
زمستان می‌تواند زمانی برای رشد شخصی باشد، زمانی برای سفر به درون، یک وقفه آرامش بخش، زمانی برای شارژ دوباره انرژی تا شروع فصل رشد- بهار. سرما و رطوبت، اشاره‌ای برای ماندن در خانه‌ای که گرم و راحت است.
روزهای کوتاهی که زمستان مهیا می‌کند می‌تواند فرصتی برای استراحت، خواب و رویاهای بیشتر باشد. برای رشد شخصی نیاز به مقدار زیادی سکوت و تنهایی داریم.
سکوت همیشه دوره جالب توجه در زندگی ما است. آن می‌تواند زمانی برای استقلال، تنهایی و یا زمانی برای انعکاس و رشد باشد. انتخاب با ماست. زمستان زمان مناسبی برای کنکاش درونی است. زمان صرف شده در سکوت سرما می‌تواند سبب ایجاد خلاقیت شود و اجازه ‌دهد تا خود واقعیمان را پیدا کنیم. زمان مناسبی است برای کشف حقیقت وجودی‌مان و شناسایی نقاط قوت و نقاط ضعف. هیچ کس نمی‌تواند خوشبختی واقعی را برای دیگری ارائه است؛ شادی و سعادت واقعی از درون نشات می‌گیرد و آن زمانی صورت می گیرد که فرصتی را به شناخت خودمان و کشف اینکه واقعاً که هستیم و چه می‌خواهیم اختصاص ‌دهیم. همانند زمین که در زمستان خود را برای شروعی دوباره آماده می کند باشیم.

منبع:
khoshbakhti.it

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت 13:15 توسط گلپونه|

در 22 دی 1286 شمسی در شهر هشترود پا به هستی نهاد . تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه های اقدسیه و سیروس و متوسطه را در دارالفنون به انجام رسانید و از دانش سرای عالی موفق به اخذ درجه لیسانس گردید .

سپس به اروپا سفر کرد و درجه لیسانس علوم ریاضی را از دانشگاه سوربن اخذ نمود و دکترای دولتی در علوم را از دانشگاه پاریس دریافت کرد .

در سال 1315 به وطن بازگشت ودر دانش سرای عالی دانشکده علوم مشغول تدریس شد . در سال 1320 استاد دانشگاه تهران شد.

وی در زبان فرانسه مهارتی بسزا داشت و در بسیاری از کنگره های بین المللی شرکت می جست و با زبان فصیح به فرانسه سخنرانی می کرد به گونه ای که فرانسویان نیز از گونه سخن او متعجب می شدند .

پروفسور هشترودی سالها در کنفرانس ها و سخنرانی ها و جلسات درس انستیتوی مطالعات عالیه دانشگاه پرینستون و دانشگاه هاروارد ، آکادمی علوم رومانی ، انستیتوی پوانکاره و دانشگاه پنجاب برای جمع کثیری از دانشجویان و استادان خارجی درس می گفت .

پروفسور هشترودی طبع لطیفی داشت و مجموعه شعرهای وی تحت عنوان « سایه » چاپ شده است . مغز اندیشمند او در دنیای اندیشه و فلسفه نیز چالاک و توانمند بود دو کتاب وی "دانش و هنر"  و  "جهان اندیشه" شاهد این مدعاست .

هشترودي از نادر دانشمندان زمان ما بود که در دوران دريوزگي و لذت طلبي، در مقام يک انسان وارسته و آزاده باقي ماند.

سرانجام وی در 13 شهریور 1355 دار فانی را وداع گفت.

یادش گرامی

نوشته شده در جمعه نهم دی 1390ساعت 22:14 توسط گلپونه|

Design By : Night Melody